October 1, 2025

مرگ در سکوت

 



مرگ در سکوت: نقض حقوق درمانی و وضعیت زندانیان سیاسی و عمومی در ایران


در ماه‌های گذشته باز گزارش‌های متعددی از مرگ زندانیان سیاسی و عمومی در زندان‌های ایران منتشر شده است. بسیاری از این مرگ‌ها با بی‌توجهی پزشکی همراه بوده و در برخی موارد شواهدی وجود دارد که حکایت از درمان نامناسب یا اهمال در مراقبت‌های پزشکی دارد. شمار دیگری نیز با ادعاهای نامشخص یا «علت مرگ نامعلوم» ثبت شده‌اند. مرگ یک زندانی سیاسی مرد کرد نمونه‌ای بود که پس از دست‌کم ده سال حبس بدون حتی یک روز مرخصی، بدون سابقه بیماری درست یک روز پیش از آزادی به طرز مشکوکی جان باخت.


به‌عنوان نمونهٔ تازه، هفتهٔ گذشته گزارش شد که یک زندانی سیاسی زن مبتلا به صرع، باوجود تأکید پزشکان، نه داروی ضد‌صرع منظم دریافت می‌کرد و نه مرخصی درمانی به او داده شد و در وضعیتی بسیار دشوار قرار داشت و در  زندان به این دلیل درگذشت. همچنین دو زندانی زنِ دیگر جرایم عادی در زندان‌های مختلف در پیِ آن‌چه بی‌توجهی پزشکی (و شاید عمدی) خوانده شده، جان باختند.


شهادت‌های متعدد زندانیان و خانواده‌های آنان نیز حاکی است که در زندان‌ها از داروهای روان‌پزشکی و تزریقات مختلف استفاده می‌شود که گاهی ترکیب، دوز یا حتی نام دارو مشخص نیست. برخی از زندانیان می‌گویند پس از دریافت این داروها یا تزریقات، خود یا نزدیکانشان به‌سمت خودکشی، وابستگی دارویی یا آسیب‌های روحی جدی رانده شده‌اند.


 در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیز تعدادی از دختران و زنانِ نوجوان پس از آزادی از زندان دست به خودکشی زدند؛ کسانی که نزدیکانشان از تأثیر داروهای داده‌شده در زندان بر وضعیت روحی آن‌ها سخن گفته‌اند.


در حالی که حکومت گاهی نسبت به درمان‌های جسمی واکنش‌هایی نشان می‌دهد، در مورد ارسال معترضان به بیمارستان‌های روانی و برچسب‌زنی «دیوانگی» به آن‌ها، رفتار متفاوت و گاه استقبال‌آمیز دیده می‌شود. انتقال زندانیان معترض به مراکز روانی مانند «امین‌آباد» در برخی موارد به‌ مثابهٔ تنبیه و تحقیر گزارش شده است.


 وضعیت برخی بیمارستان‌ها و مراکز روانی که قرار است به بهبود آنان کمک کنند، از دید شاهدان و بیماران «اسفناک» توصیف می‌شود.


در یک جلسهٔ کلاب‌هاوس اخیر، چند زندانی سابق و افرادی که همچنان با زندانیان در تماس‌اند از وضعیت ضدانسانی و فاجعه‌بار زندان‌ها و بیمارستان‌های روانی گزارش دادند و برخی همچنان از مبارزه با افکار خودکشی خبر دادند. 


همچنین جوانان نخبه‌ای وجود دارند که پس از تحمل شکنجه و فشار روحیِ طولانی‌مدت، دچار حملات عصبی و اختلالات روانی شده‌اند؛ نمونه‌ای که ادامهٔ تحصیل و زندگی حرفه‌ای را برایشان عملاً ناممکن ساخته است.


این الگو که حکومت مرتکب نقض مکرر حقوق بشر به ویژه در مورد زندانیان سیاسی می‌شوند، بارها و بارها زندانیان را قربانی کرده است. از این منظر، ضرورتِ پاسخ‌گویی، شفافیت و جبران خسارت برای قربانیان و خانواده‌های آنان هیچ‌گاه چنین حیاتی نبوده است.


پیشنهادات: 


مستندسازی جنایات و ایجاد امکان تحقیق مستقل و شفاف: تحقیق مستقل و بین‌المللی دربارهٔ مرگ‌ها و شرایط پزشکی در زندان‌ها ممکن شود.


فراهم‌سازی مراقبت پزشکی مناسب: فشار برای دسترسی فوری زندانیان به درمان‌های لازم مطابق استانداردهای بین‌المللی و اطلاع‌رسانی به خانواده‌ها.


وقفه‌گزارش‌دهی و مستندسازی: ثبت دقیق مرگ‌ها، مرخصی‌ها، نسخه‌ها و پروتکل‌های درمانی به‌صورت شفاف و در دسترس نهادهای مستقل.


حمایت از قربانیان و خانواده‌ها: درخواست پرداخت غرامت توسط مسببان در حکومت ثبت حقوقی و مستند بین‌المللی شود و ارائه خدمات روان‌درمانی، اجتماعی و حقوقی و پزشکی و درمانی به آسیب‌دیدگان و بازماندگان پیگیری شود. از آنجا که حکومت پیگیر نیست جامعه مدنی چنین پیگیریهایی را حتی‌المقدور به طور ساختاری از طریق گروهها و شبکه‌های کنشگری پیگیری کنند.


ممنوعیت انتقال تنبیهی به مراکز روانی: افشاگری و تلاش برای ممنوع کردن استفاده از بیمارستان‌های روانی به‌عنوان ابزار تنبیهی یا تحقیرآمیز و تضمین استانداردهای درمانی در این مراکز.


پاسخگویی عاملان: پیگیری قانونی و بین‌المللی ثبت و محاکمهٔ مسؤولانِ نقض‌کنندهٔ حقوق زندانیان در چارچوب دادگاه‌های عادلانه آینده.


پایان کلام 


در زمانی که وابستگان حکومت که زمانی ایران و وطن و وطن پرستی را نهی و منکر می‌شدند، به دلیل احتمال جنگ دوباره نتانیاهو با خامنه‌ای که برای ایران خانمان‌سوز خواهد بود، به یاد وطن افتاده‌اند، این‌که وطن را چگونه تعریف کنیم، پرسشی است که در زمانهٔ سرکوب و فقدان انصاف حکومت معنای دیگری می‌یابد. به قول بادکوبه ای شاعر وطن:

«وقتی تو می‌گویی وطن، من خاک بر سر می‌کنم.»

این خطاب متوجه کسانی است که با توجیه یا سکوتِ خود، سهمی در ادامهٔ این ظلم‌ و کشتار داشته‌اند.